آدرس  تعبير خواب جامع > حرف د >

ديو

 

محمدبن سيرين گويد:

ديو در خواب دين دشمني بزرگ است مكار و فريفته. اگر كسي بيند كه ديو او را دنبال كرد، دليل كه توبه بايد كردن از كارهاي ناصواب تا دشمنان قصد او نكنند و بر وي ظفر نيابند. اگر بيند كه با ديو جنگ كرد و بر وي غلبه كرد، دليل كه دين او درست و قوي است.

 

ابراهيم كرماني گويد:

اگر كسي ديو را خرم و شادمان بيند، دليل كه به فساد آيد و به هو ا و شهوت مشغول شود. اگر ديو را غمگين بيند، دليل كه به صلاح و عبادت مشغول شود. اگر بيند كه ديو جامه از تن بركشيد، دليل كه اگر عامل بود از عمل معزول شود. اگر دهقان بود، وي رامحنت رسد. اگر بيند كه ديوان او را اسيري بردند، دليل كه به رسوائي مشهور شود. اگر بيند كه با ديو صحبت كرد، دليل كه گناهي بزرگ از وي صادر شود. اگر بيند كه با ديوان سخن گفت، دليل است با دشمن اهل صلاح يكي بود و ايزد تعالي مراد ايشان ندهد.

 

اسماعيل بن اشعث گويد:

اگر بيند كه با ديو طعام و شراب ميخورد، دليل بود كه بر فساد گرايد و مطاوعت ديو كند. اگر به خلاف اين بيند، دليل است كه بر راه صلاح و خير آيد و تابع دين شود. اگر بيند ديو را بگرفت يا ديو در شكم او شد، دليل كه به فساد مشغول شود.

 

حضرت امام جعفر صادق فرمايد:

ديدن ديو در خواب بر شش وجه است.

اول: ديدار دشمن.

دوم: فساد و خرابي دين.

سوم: شهوت و هواي نفس.

چهارم: از طاعت دور بودن( درماندن از بندگى و اطاعت خدا).

پنجم: از اهل اصلاح دوري جستن( دورى جستن از افراد با تقوا و درستكار).

ششم: خوردن چيزي حرام(حرامخواري).

 

منوچهر مطيعي تهراني گويد:

ديو نفس پليد است چه مال خودمان و چه شخصيت نهفته و کثيف ديگران که گاه چهره نشان مي دهد و فتنه و آشوب مي آفريند. به زبان ديگر ديو شخصيت دوم و مضاعف ماست. نفس اماره ماست که گاه کنترل مي کنيم و گاه عنان آن از دستمان بيرون مي رود. اگر ديديم که ديو خوشحال است و مي خندد به فساد و تباهي ميل مي کنيم و اگر ديو غمگين بود کارهاي خير و خوب انجام مي دهيم. اگر ديو ما را گرفت تسليم هواي نفس مي شويم و اگر ديو در تعقيب ما بود وسوسه مي شويم. اگر بر ديو سوار شديم يا غلبه کرديم به صلاح مي گراييم.

Relate Topics:
  دارائي
  دارچين
  دارکوب
  دارو
  داخل آب رفتن
  داس
  داغ کردن
  دام
  دامن
  دانشکده
  دانشگاه
  دانه ها
  دايي
  دباغي
  دبهء روغن
  دبيرستان
  دبيري
  دجّال
  دختر
  دختر ناتني
  دخنه
  ددگان
  در
  در آغوش گرفتن
  دراج
  دراعه
  دراکولا
  درباني
  درختان
  انواع درختان
  درد کردن اعضاء
  در زدن
  درشکه
  درم
  درمانگاه
  درمنه
  درندگان
  درو
  درودگر
  دروغ گفتن
  درويشي
  دره
  دريا
  درياچه
  دريازدگي
  دريانورد
  دزد
  دزد دريايي
  دژخيم
  دست
  دستار
  دست بند
  دست پر مو
  دست دادن
  دست زدن
  دستشوئي
  دستکش
  دستمال
  دستمال سفره
  دست و روي شستن
  دسته گل
  دستينه
  دشت
  دشمن
  دشنام
  دعا کردن
  دعوا
  دعوت
  دفتر
  دف زدن
  دکان
  دکتر
  دکمه
  دکمه سر دست
  دل
  دلالي کردن
  دلفين
  دلقک
  دُم
  دمپايي
  دمل
  دنبه
  دندان
  دندان پزشک
  دندان نيش
  دوات
  دوال
  دوچرخه
  دوختن
  دود
  دود کش
  دوده
  دوربين
  دوزخ
  دوست
  دوست داشتن
  دوش
  دوشاب
  دوغ
  دوقلو
  دويدن
  ده
  دهان
  دُهل زدن
  دهليز
  دهنه اسب
  ديدار
  ديگ
  ديگ بخار
  ديگ پايه
  دينارها
  ديوار
  ديوانگي