آدرس  تعبير خواب جامع > حرف خ >

خون

 

محمدبن سيرين گويد:

اگر بيند كه بي جراحت خون از تن او آمد، دليل كه اگر رشوه ستاننده بود، رشوه ستاند. اگر نه او را زيان رسد. اگر بيند كه بر تن وي جراحت ها بود و از آن جراحت ها خون همي رفت، دليل است او را زيان و غم و اندوه رسد. اگر بيند كسي او را به شمشير بزد و خون روان شد، دليل كه بر وي زبان خلق دراز گردد و او در آن ثواب است. اگر بيند از جايگاهي كه زخم است خون بيرون آمد و جامه و تن او الوده شد، مالي است كه به حرام حاصل كند.

 

ابراهيم كرماني گويد:

اگر بيند كه خون همي خورد، دليل است مال حرام خورد يا خون ناحق كند. اگر اندامي از اندامهاي او ببرد، چنانكه آن اندام از وي جدا شد، دليل است زننده زخم سفر كند. اگر بيند كه در تن او سوراخي بود كه از آن سوراخ خون روان شد و جامه او را آلوده كرد، دليل كه او را به قدر آن مالي حرام رسد. اگر بيند كه خون از زخم و جراحت نيامد و آن جراحت تازه بود، دليل كه درمال او نقصان آيد، يا از كسي سخني سخت شنود و او را در آن ثواب است، زيرا كه خون بر گناه باشد كه از تن او بيرون آمد. اگر بيند كه از قضيش خون بيرون آمد، دليل است او را فرزندي از شكم مادر بيفتد. اگر كه از مقعدش خون بيرون آمد، چنانكه تنش آلوده شد، دليل است كه به قدر آن مالي حرام حاصل كند. اگر بيند كه ازبن دندان او خون بيرون آمد، دليل است از خويشانش به او غم و اندوه رسد

 

. جابر مغربي گويد:

اگر بيند كه درجائي درخون افتاد، دليل است به خون ناحق مبتلا شود. اگر بيند كه در شهري يا كوچه اي خون همي رفت، دليل كند بر خون آن موضع خون بسيار ريخته گردد.

 

حضرت دانيال و ابراهيم كرماني گويد:

اگر بيند كه خون بسيار از بيني او بيرون آمد و ضعيف نشد، دليل كند بر يافتن مال حرام، خاصه كه جامه او به خون آلوده گردد. اگر بيند كه خون اندك فرود آمد و قوت ضعيف شد و جامه آلوده نشد، دليل است كه درويش گردد و مالش را نقصان افتد. اگر بيند كه قوت بر تن او آمد، دليل بر يافتن مال حرام كند.

 

منوچهر مطيعي تهراني گويد :

رنگ هاي هستند که در خواب ديده نمي شوند از جمله سرخي دست به خصوص سرخي خون. بسيار اتفاق افتاده که در خواب هاي خود خون ديده ايم ولي سرخي خون را نديده ايم. فقط احساس کرده ايم خون است و اکنون نيز اگر به خاطر خويش مراجعه کنيد به ياد مي آوريد که هرگز سرخي خون را در خواب نديده ايد ولي خواب خون را فراوان ديده ايد. پس ما در خواب خون را مي فهميم ولي نمي بينيم و همين است که تفاوت هايي را تعبير به وجود مي آورد. به هر حال ديدن خون در خواب با توجه به تعريف بالا ابتلا و گناه است و آلودگي به خصوص اگر ببينيم که دست و پايمان يا لباسهايمان به خون آلوده شده است. اگر در خواب ببينيم که از دهان و دندانمان خون مي آيد از طرف همسر و فرزندان و ديگر افراد خانواده خود ناراحت و گرفتار و مبتلا مي شويم. اگر در خواب ببينيم از بيني ما خون مي آيد از نظر اجتماعي گرفتاري هايي پيدا مي کنيم و احتمالا شان و شخصيت و آبرويمان در مخاطره قرار مي گيرد و اگر ببينيم از بدنمان خون مي رود گرفتار غم و اندوه مي شويم و چنانچه ببينيم از چشممان خون روان است يا حتي نم خون زده است از جهت فرزندان مبتلا و غصه دار مي گرديم. اگر ببينيم در دعوا و زد و خورد جايي از بدنمان خون آلود شده مردم درباره ما بد خواهند گفت و اگر ديگري به سبب ما خون آلود شود غمي بين ما و ديگران به وجود مي آيد. اگر ببينيم لباسهايمان خون آلود شده بدنام مي شويم و به ما تهمت مي زنند و اگر ببينيم خون به زمين ريخته شده گرفتاري و غم و غصه پيش مي آيد که ما هم در آن سهيم هستيم. چنانچه ببينيم پايمان در منجلابي از خون فرو رفت ناخود آگاه در امري مداخله مي کنيم که گرفتاري و ابتلاء دارد. به هر حال ديدن خون ابتلا و گرفتاري است ولي مواضع آن فرق مي کند که بايد در تعبير مورد نظر قرار بگيرد.

 

يوسف نبي عليه السلام گويد:

ديدن خون غم واندوه بود

ديدن خون کم کردن دليل تندرستي مي باشد واز غم بيرون آيد

 

آنلي بيتون مى‏گويد:

1ـ ديدن لكه هاي خون بر لباس ، نشانة دشمناني است كه مي خواهند از موفقيتي كه شما در شغل خود بدست آورده ايد ، جلوگيري كنند.

2ـ ديدن خون در خواب ، دلالت بر آن دارد كه بايد از دوستان ناپسند بپرهيزيد .

3ـ اگر خواب ببينيد از زخمي خون جاري است ، نشانة بيماري جسمي است و ممكن است در اثر شراكت با افرادي بيگانه در كار خود شكست بخوريد .

4ـ ديدن خون بر دست خود ، علامت آن است كه اگر بيشتر مراقب رفتار خود نباشيد ، بدشانسي قريب الوقوعي در پيش خواهيد داشت .

Relate Topics:
  خاج
  خار
  خارپشت
  خارش
  خاشاک
  خاک
  خاک اره
  خاک انداز
  خاکسپاري
  خاکستر
  خاک کوزه گري
  خال سياه
  خال کوبي
  خاله
  خامه
  خانواده
  خانه
  خاني
  خاويار
  خايه آدم
  خبر
  خبر چين
  خبزه
  ختنه کردن
  خجالت
  خداحافظي کردن
  خدمت کار
  خر
  خرابه
  خربزه
  خرتوت
  خرچنگ
  خردل
  خر زهره
  خرس
  خرس قطبي
  خرطوم فيل
  خرک
  خرگاه
  خرگوش
  خرگوش صحرائي
  خرما
  خرمن
  خر مهره
  خروس
  خروس جنگي
  خريدن و فروختن
  خز
  خزه
  خزان
  خستگي
  خسوف
  خشت
  خشخاش
  خشکسالي
  خشم گرفتن
  خصومت
  خصي کردن
  خضاب
  خطبه خواندن
  خطر
  خط کش
  خطمي
  خفاش
  خفتن
  خفگي
  خفه کردن
  خلال کردن
  خلعت
  خلقان
  خلم
  خليفه
  خم
  خمياره
  خمير کردن
  خنجر
  خنده
  خوابيدن
  خواستگاري
  خوان
  خواهر زاده
  خواهر ناتني
  خود
  خود ديدن
  خودکشي
  خورشيد
  خوردني
  خوره
  خوشه
  خوشه گندم
  خوک
  خويِ
  خيابان
  خيار
  خياطي
  خيري
  خيس
  خيک
  خيک ماست
  خيمه