آدرس  تعبير خواب جامع > حرف د >

دنبه

 

محمدبن سيرين گويد:

دنبه به خواب، دليل مال است، كه مرد نگاه مي دارد يا مال زن او بود.

اگر بيند دنبه خام مي خورد، دليل كه مال به شبهه خورد.

اگر بيند دنبه پخته مي خورد، دليل كه از دشمنش مال بخورد.

 

ابراهيم كرماني گويد:

اگر بيند چون گوسفندان دنبه داشت، دليل كه او را فرزندي آيد، كه صاحب اقبال و دولت است و روزي بر وي فراخ است.

 

حضرت امام جعفر صادق فرمايد:

تعبير ديدن دنبه در خواب ، يك بدره درهم است .

 

منوچهر مطيعي تهراني گويد:

 دنبه در خواب هاي ما پول اندوخته و مال راحت است. پولي است که بدون زحمت زياد به چنگ مي آيد و با فراخ خاطر و بدون تشويش مصرف شود. اگر دنبه گوسفند را درسته ببينيد يک رقم پول زياد است. چندين دسته اسکناس است و يا به قول معبران قديمي يک بدره درم است. با توجه به پول هاي کنوني مي توا ن قياس کرد که دنبه چگونه پولي است که نصيب بيننده خواب مي شود. اگر دنبه را در خواب تکه و خرده ببينيد، آن طور که گاه در غذا ديده مي شود مال راحت و پولي است نه چندان زياد که به سهولت تحصيل مي شود ولي زياد نيست. ابن سيرين نوشته دنبه نشان اموال زن است اما اگر مال زن هم باشد باز پولي است که راحت نصيب شوهر زن متمول مي شود. دنبه در خواب چيزي نيست مگر پولي که اندوخته باشد و اگر در خواب ببينيم که تکه اي دنبه از قصابي گرفته يا به علتي در دست داريم چنين مال اندوخته اي نصيب ما مي شود. دنبه گوسفند چربي زائد بدن حيوان است که اندک اندک درمحل دم گوسفند انباشته و جمع مي گردد تا به رقمي بزرگ در مي آيد. اگر ديديد گوسفندي داريد که دنبه اش بزرگ است طبق توضيحي که در مقدمه دادم محور خواب شما گوسفند است نه دنبه و براي يافتن تعبير بايد به گوسفند مراجعه کنيد معهذا دنبه آن گوسفند نعمتي است که نصيب شما مي شود و به هر حال ديدنش در خواب بد نيست. اگر ديديد دنبه مي خوريد و از خوردن آن کراهت داريد پولي از طريق نا مشروع و غير حلال نصيب شما مي شود که خودتان به نادرستي آن اعتراف داريد.

Relate Topics:
  دارائي
  دارچين
  دارکوب
  دارو
  داخل آب رفتن
  داس
  داغ کردن
  دام
  دامن
  دانشکده
  دانشگاه
  دانه ها
  دايي
  دباغي
  دبهء روغن
  دبيرستان
  دبيري
  دجّال
  دختر
  دختر ناتني
  دخنه
  ددگان
  در
  در آغوش گرفتن
  دراج
  دراعه
  دراکولا
  درباني
  درختان
  انواع درختان
  درد کردن اعضاء
  در زدن
  درشکه
  درم
  درمانگاه
  درمنه
  درندگان
  درو
  درودگر
  دروغ گفتن
  درويشي
  دره
  دريا
  درياچه
  دريازدگي
  دريانورد
  دزد
  دزد دريايي
  دژخيم
  دست
  دستار
  دست بند
  دست پر مو
  دست دادن
  دست زدن
  دستشوئي
  دستکش
  دستمال
  دستمال سفره
  دست و روي شستن
  دسته گل
  دستينه
  دشت
  دشمن
  دشنام
  دعا کردن
  دعوا
  دعوت
  دفتر
  دف زدن
  دکان
  دکتر
  دکمه
  دکمه سر دست
  دل
  دلالي کردن
  دلفين
  دلقک
  دُم
  دمپايي
  دمل
  دندان
  دندان پزشک
  دندان نيش
  دوات
  دوال
  دوچرخه
  دوختن
  دود
  دود کش
  دوده
  دوربين
  دوزخ
  دوست
  دوست داشتن
  دوش
  دوشاب
  دوغ
  دوقلو
  دويدن
  ده
  دهان
  دُهل زدن
  دهليز
  دهنه اسب
  ديدار
  ديگ
  ديگ بخار
  ديگ پايه
  دينارها
  ديو
  ديوار
  ديوانگي