آدرس  تعبير خواب جامع > حرف خ >

خضاب

 

حضرت دانيال گويد:

خضابِ ريش پوشش كارها است.

اگر بيند سر و رويش را خضاب مي كرد و خضابش رنگ نمي گرفت، دليل كه ظاهر حال را به مردمان نمايد.

اگر بيند خضابش رنگ گرفت، دليل كه حالش نيكو گردد.

 

محمدبن سيرين گويد:

اگر بيند خضاب به چيزها مي كرد، دليل كه مردم او را منكر شوند كه او خود را به كارهاي محال و ناپسنديده دهد.چ

اگر بيند خضابش نيكو رنگ گرفت، دليل كه حالتش پوشيده شد.

اگر بيند دست و پاي خويش را به حنا خضاب مي بست، دليل كه مال از دست رفته باز آيد.

اگر بيند هر دو دست و پاي خويش را خضاب بست، دليل كه فرزندان يابرادران خود را بيارايد، به آرايشي كه خلاف دين و شريعت بود.

 

ابراهيم كرماني گويد:

اگر بيند كف دست خود خضاب مي كرد، دليل كه در طلب معيشت رنجور گردد.

اگر بيند كه هر دو دست خود به خضاب نگاه مي كرد، دليل كه خداوندِ مكر و حيله بود در كسب و عمل خود.

اگر بيند دست او بهم شده است، دليل كه او را عزيزي بميرد يا خود هلاك شود.

اگر بيند دست و پاي را چون زنان خضاب كرد، دليل كه در ترس و بيم عظيم افتد.

اگر اين خواب را زني بيند او را خرمي و شادي بود، زيرا كه اين خضاب كردن ايشان رسم بود.

اگر بيند كه هر دو دست و پاي او بنفش بود، دليل كه در كسب و كار حيله كند.

 

اسماعيل بن اشعث گويد:

اگر مردي بين دست و پاي خود خضاب كرد، دليل كه كاري كند كه مردمان بر وي افسوس كنند و بخندند.

اگر بيند سرانگشتان را خضاب كرد، دليل كه تسبيح كند.

اگر بيند هر دو دست را به خضاب كردن نقش ميكرد، دليل كه با دوستان مكر و حيله بازد.

 

حضرت امام جعفر صادق فرمايد:

خضاب كردن در خواب بر چهار وجه است.

اول: كار ناشايسته بي حاصل.

دوم: آرايش حال دنيا.

سوم: طلب جاه.

چهارم: معروف شدن به دروغ گفتم

Relate Topics:
  خاج
  خار
  خارپشت
  خارش
  خاشاک
  خاک
  خاک اره
  خاک انداز
  خاکسپاري
  خاکستر
  خاک کوزه گري
  خال سياه
  خال کوبي
  خاله
  خامه
  خانواده
  خانه
  خاني
  خاويار
  خايه آدم
  خبر
  خبر چين
  خبزه
  ختنه کردن
  خجالت
  خداحافظي کردن
  خدمت کار
  خر
  خرابه
  خربزه
  خرتوت
  خرچنگ
  خردل
  خر زهره
  خرس
  خرس قطبي
  خرطوم فيل
  خرک
  خرگاه
  خرگوش
  خرگوش صحرائي
  خرما
  خرمن
  خر مهره
  خروس
  خروس جنگي
  خريدن و فروختن
  خز
  خزه
  خزان
  خستگي
  خسوف
  خشت
  خشخاش
  خشکسالي
  خشم گرفتن
  خصومت
  خصي کردن
  خطبه خواندن
  خطر
  خط کش
  خطمي
  خفاش
  خفتن
  خفگي
  خفه کردن
  خلال کردن
  خلعت
  خلقان
  خلم
  خليفه
  خم
  خمياره
  خمير کردن
  خنجر
  خنده
  خوابيدن
  خواستگاري
  خوان
  خواهر زاده
  خواهر ناتني
  خود
  خود ديدن
  خودکشي
  خورشيد
  خوردني
  خوره
  خوشه
  خوشه گندم
  خوک
  خون
  خويِ
  خيابان
  خيار
  خياطي
  خيري
  خيس
  خيک
  خيک ماست
  خيمه