آدرس  تعبير خواب جامع > حرف خ >

خرچنگ

 

محمدبن سيرين گويد:

خرچنگ درخواب، مردي بدخوي دون همت و كينه دار بود. اگر بيند كه خرچنگي بگرفت، دليل كه با كسي بدخوي دون همت مصاحبت دارد و از وي اندك مايه منفعت حاصل كند. اگر بيند خرچنگ را بكشت يا از خود دور انداخت، دليل كه از صحبت مردي بدخوي دون همت جدا شود. اگر بيند كه گوشت خرچنگ مي خورد، دليل كه او را به قدر آن ازجائي مال حاصل شود به سبب شغل دون.

 

ابراهيم كرماني گويد:

اگر كسي بيند خرچنگي داشت، دليل كه دوستي يابد خوش طبع و سازگار كه از آن نيكوئي يابد. اگر بيند كه گوشت خرچنگ ميخورد، دليل كه به قدر آن از كسي مال حاصل كند.

 

منوچهر مطيعي تهراني گويد :

خرچنگ در خواب گرفتاري دست و پاگير است از آن نوع گرفتاري ها که هر طرفش را درست مي کنيد طرف ديگرش خراب مي شود. ابن سيرين مي گويد که خرچنگ در خواب مردي است يا اصولا شخصي است بدگهر و دون همت و کينه توز و همان طور که از شکلش مشهود است چندين دست و پا دارد. اين دست و پاي متعدد در خواب هاي ما بدهکاري خرد خرد است. کشتن خرچنگ در خواب خوب است چون پيروزي بر مشکلات تعبير مي شود. اگر در خواب از خرچنگ نترسيد بهتر از اين است که بترسيد. اگر در خواب ببينيد که گوشت خرچنگ مي خوريد خوب است چون پول و مالي نصيب شما مي شود که متعلق به دشمني بد خواه است.

 

آنلي بيتون مى‏گويد:

1ـ ديدن خرچنگ در خواب ، علامت آن است كه به شما ثروتي بخشيده خواهد شد .

2ـ اگر خواب ببينيد گوشت خرچنگ مي خوريد ، نشانة آن است كه در اثر معاشرت با افراد خوشگذران به آلودگي كشيده خواهيد شد .

3ـ اگر خواب ببينيد گوشت خرچنگ را در سالاد ريخته ايد ، نشانة آن است كه دستيابي به ثروت و موفقيت تغييري در دست و دل بازي شما نمي دهد ، از زندگي لذتهاي فراوان خواهيد برد .

4ـ اگر خواب ببينيد براي صرف غذا دستور مي دهيد خوراك خرچنگ برايتان بياورند ، نشانة آن است كه زيردستاني خواهيد داست و به مقام برجسته اي دست خواهيد يافت .

5ـ اگر در خواب خرچنگي را در آبهاي شيرين ببينيد ، نشانة آن است كه فريب و نيرنگ خواهيد خورد .

Relate Topics:
  خاج
  خار
  خارپشت
  خارش
  خاشاک
  خاک
  خاک اره
  خاک انداز
  خاکسپاري
  خاکستر
  خاک کوزه گري
  خال سياه
  خال کوبي
  خاله
  خامه
  خانواده
  خانه
  خاني
  خاويار
  خايه آدم
  خبر
  خبر چين
  خبزه
  ختنه کردن
  خجالت
  خداحافظي کردن
  خدمت کار
  خر
  خرابه
  خربزه
  خرتوت
  خردل
  خر زهره
  خرس
  خرس قطبي
  خرطوم فيل
  خرک
  خرگاه
  خرگوش
  خرگوش صحرائي
  خرما
  خرمن
  خر مهره
  خروس
  خروس جنگي
  خريدن و فروختن
  خز
  خزه
  خزان
  خستگي
  خسوف
  خشت
  خشخاش
  خشکسالي
  خشم گرفتن
  خصومت
  خصي کردن
  خضاب
  خطبه خواندن
  خطر
  خط کش
  خطمي
  خفاش
  خفتن
  خفگي
  خفه کردن
  خلال کردن
  خلعت
  خلقان
  خلم
  خليفه
  خم
  خمياره
  خمير کردن
  خنجر
  خنده
  خوابيدن
  خواستگاري
  خوان
  خواهر زاده
  خواهر ناتني
  خود
  خود ديدن
  خودکشي
  خورشيد
  خوردني
  خوره
  خوشه
  خوشه گندم
  خوک
  خون
  خويِ
  خيابان
  خيار
  خياطي
  خيري
  خيس
  خيک
  خيک ماست
  خيمه