آدرس  تعبير خواب جامع > حرف د >

درشکه

 

منوچهر مطيعي تهراني گويد:  درشکه يک کلمه روسي است که به زبان فارسي آمده و پذيرفته شده مانند سماور و چندين کلمه ديگر که ريشه روسي دارند. معبران کهن در اين باره چيزي ندارند اما درشکه يک وسيله نقليه شهري است و تعبيري در حد کار آرائي خودش دارد. چنان چه در خواب ببينيد که سوار درشکه شده ايد و از جائي به جاي ديگر مي رويد در آينده تحولي در زندگي پيدا مي شود که جا به جا مي شويد. اين جا به جائي هم مي تواند اسباب کشي باشد و هم انتقال شغلي اداري، حتي ممکن است در يک کارخانه يا اداره از يک سالن به سالن ديگر و يا از يک شعبه به شعبه ديگر منتقل شويد و لي اين تغيير و تحول و جا به جائي شما را کوچک تر از آن چه هستيد نمي کند و مي تواند علتي براي مفاخره باشد. بي آن که واقعا شايستگي داشته باشيد فخر مي فروشيد و مباهات مي کنيد. اگر ديديد کسي ديگر با درشکه به طرف شما مي آيد يا خبري دريافت مي داريد و يا مسافري براي شما مي رسد و يا تحفه اي مي فرستند و سوغاتي مي گيريد. اگر ديديد درشکه از مقابل شما گذشت و رفت يا خودتان به سفر مي رويد و يا يکي از دوستان نزديک از شما دور مي شود. اگر ديديد خودتان درشکه را مي رانيد کاري بزرگ انجام مي دهيد و اگر احساس کرديد درشکه اي که مي رانيد به خودتان تعلق دارد در خانواده تدبير تازه اي مي انديشيد و تغييراتي مي دهيد. اگر سوار درشکه اي بوديد که اسب هاي راهوار داشت و ضع شما بهبود مي يابد و به پيروزي هائي مي رسيد و اگر اسب ها رنجور و نحيف بودند و ضع شما از اين که هست بدتر مي شود.

 

آنلي بيتون مى‏گويد:

1ـ ديدن درشكه در خواب ، نشانة رضايت و خشنودي است و ملاقاتهاي ثمر بخش .

2ـ اگر خواب ببينيد سوارِ درشكه  مي شويد ، نشانة آن است كه كسالت شما برطرف مي شود و با سلامتي و تندرستي به موقعيتهايي سودآور دست مي يابيد .

3ـ اگر خواب ببينيد دنبال درشكه اي مي دويد ، نشانة آن است كه سخت كار خواهيد كرد و درآمدي قابل ملاحظه خواهيد داشت .

Relate Topics:
  دارائي
  دارچين
  دارکوب
  دارو
  داخل آب رفتن
  داس
  داغ کردن
  دام
  دامن
  دانشکده
  دانشگاه
  دانه ها
  دايي
  دباغي
  دبهء روغن
  دبيرستان
  دبيري
  دجّال
  دختر
  دختر ناتني
  دخنه
  ددگان
  در
  در آغوش گرفتن
  دراج
  دراعه
  دراکولا
  درباني
  درختان
  انواع درختان
  درد کردن اعضاء
  در زدن
  درم
  درمانگاه
  درمنه
  درندگان
  درو
  درودگر
  دروغ گفتن
  درويشي
  دره
  دريا
  درياچه
  دريازدگي
  دريانورد
  دزد
  دزد دريايي
  دژخيم
  دست
  دستار
  دست بند
  دست پر مو
  دست دادن
  دست زدن
  دستشوئي
  دستکش
  دستمال
  دستمال سفره
  دست و روي شستن
  دسته گل
  دستينه
  دشت
  دشمن
  دشنام
  دعا کردن
  دعوا
  دعوت
  دفتر
  دف زدن
  دکان
  دکتر
  دکمه
  دکمه سر دست
  دل
  دلالي کردن
  دلفين
  دلقک
  دُم
  دمپايي
  دمل
  دنبه
  دندان
  دندان پزشک
  دندان نيش
  دوات
  دوال
  دوچرخه
  دوختن
  دود
  دود کش
  دوده
  دوربين
  دوزخ
  دوست
  دوست داشتن
  دوش
  دوشاب
  دوغ
  دوقلو
  دويدن
  ده
  دهان
  دُهل زدن
  دهليز
  دهنه اسب
  ديدار
  ديگ
  ديگ بخار
  ديگ پايه
  دينارها
  ديو
  ديوار
  ديوانگي